گزارش تازهای از گروه حقوق بشری «فیراسکوئر» بار دیگر پرده از وضعیتی برداشته است که سالهاست در پشت پروژههای عظیم نفتی، عمرانی و ورزشی کشورهای ثروتمند خلیج فارس پنهان میماند: کارگرانی مهاجر، عمدتاً از جنوب آسیا، که در خطرناکترین و فرسایندهترین کارها به خدمت گرفته میشوند، اما هنگام حادثه، بیماری یا مرگ، از سوی شرکتهای اصلی، پیمانکاران و واسطههای نیروی کار به حال خود رها میشوند. این بار نامی که در مرکز گزارش قرار دارد، آرامکو، غول نفتی عربستان سعودی و یکی از سودآورترین شرکتهای جهان است؛ شرکتی که هم موتور اقتصادی حکومت سعودی است و هم یکی از حامیان اصلی فیفا و جام جهانی.
یکی از تکاندهندهترین روایتهای این گزارش، داستان شراوان شاه رائونیار، کارگر مهاجر نپالی است. او در عربستان سعودی روی پروژهای کار میکرد که در زنجیره پیمانکاری آرامکو قرار داشت. کارفرمای مستقیم او خود آرامکو نبود، بلکه یک شرکت کوچک تأمین نیروی کار بود که او را برای کار به پروژهای فرستاده بود که شرکت ایتالیایی سایپم مدیریت آن را بر عهده داشت و سایپم نیز پیمانکار آرامکو بود. همین زنجیره چندلایه، همان سازوکاری است که در بسیاری از پروژههای بزرگ، مسئولیت را از شرکت اصلی دور میکند و کارگر را در برابر واسطهها تنها میگذارد.
رائونیار زمانی که یک تیرآهن عظیم از روی لیفتراک سقوط کرد و هر دو پایش را خرد کرد، در بیمارستانی در عربستان بستری شد. او، به گفته خودش، هنوز امیدوار بود دستکم غرامتی عادلانه دریافت کند. اما وقتی کارکنان سایپم به دیدارش آمدند، به جای پاسخ روشن، گل و شکلات آوردند و پیامی سرد دادند: درباره غرامت از ما نپرس، تو کارگر قراردادی ما هستی، با کارفرمای خودت حرف بزن. شرکت تأمین نیروی کار هم، بنا به روایت او، نه تنها حمایتی نکرد، بلکه نمایندگانش در بیمارستان تهدیدش کردند که اگر به خانه برنگردد، او را از بیمارستان بیرون میاندازند یا به خیابان میکشند. رائونیار میگوید کمتر از سه هفته پس از حادثه، او را با اجبار به فرودگاه بردند و به نپال بازگرداندند.
اکنون او در اتاق کوچکی در جنوب شرقی نپال زندگی میکند. پزشکان گفتهاند استخوان پای راستش درست جوش نخورده و ممکن است به جراحی دیگری نیاز داشته باشد، اما پولی برای درمان ندارد. خودش میگوید هنگام راه رفتن پاهایش درد میگیرد، نمیتواند بار بلند کند، و اگر پاهایش نشکسته بود، میتوانست جایی کار کند. اکنون زندگیاش به درآمد ناچیز همسرش، که معلم است، و اندک پولی که از کلاسهای آموزشی برای کودکان محلی به دست میآورد، وابسته شده است. جمله او شاید خلاصه تمام گزارش باشد: «زندگیام فرو ریخته است.»
گزارش فیراسکوئر فقط به این پرونده محدود نیست. این گروه حقوق بشری ۲۳ مورد ادعایی نقض حقوق کارگران را در میان کارگرانی مستند کرده که در شرکتهای پیمانکار و زیرپیمانکار آرامکو در عربستان سعودی کار میکردهاند. نتیجه گزارش روشن است: کارگران مهاجر در زنجیره تأمین آرامکو با خطرهای جدی ایمنی و سلامت روبهرو هستند و هنگام آسیبدیدگی یا مرگ، برای دریافت غرامت با موانع سنگین مواجه میشوند.
کارگرانی که با فیراسکوئر گفتوگو کردهاند از شرایطی سخن گفتهاند که برای هر کارگر و سندیکالیست آشناست: کار در گرمای شدید، شیفتهایی که گاه تا ۱۹ ساعت طول کشیده، اقامت در خوابگاههایی که این گروه حقوق بشری آنها را «محلات فقیرنشین» توصیف کرده، غذای نامناسب، اتاقهای شلوغ و کسرهای سنگین از دستمزد. رائونیار میگوید ماهانه فقط هزار ریال سعودی، حدود ۲۰۰ پوند، دستمزد میگرفته و اگر یک روز مرخصی میرفته، سه روز مزد از حقوقش کم میکردهاند. به گفته او، کارگران را در اتاقهایی «مثل خوکها» جا داده بودند و غذای فاسد باعث بیماری همکارانش میشد.
نیک مکگیهان، مدیر فیراسکوئر، میگوید آرامکو بیتردید مسئولیت دارد از این کارگران حفاظت کند، اما فراتر از آن، قدرت و نفوذ عظیمی دارد که میتواند استانداردهای کاری را در سراسر زنجیره پیمانکاری خود به صدها هزار کارگر در عربستان تعمیم دهد. به گفته او، آنچه در زنجیره تأمین آرامکو دیده میشود، نشانه آن است که این شرکت حفاظت از کارگران مهاجر را جدیتر از خود دولت سعودی نمیگیرد.
اهمیت این گزارش از آنجا بیشتر میشود که آرامکو یک شرکت معمولی نیست. آرامکو از ثروتمندترین و سودآورترین شرکتهای جهان است؛ شرکتی که بنا بر گزارش گاردین، حدود دو سوم درآمد دولت عربستان را تأمین میکند، از نظر درآمد چهارمین شرکت بزرگ جهان است و ارزش بازار آن حدود ۱.۷ تریلیون دلار برآورد میشود. آرامکو همزمان بیش از ۷۶ هزار کارمند مستقیم دارد، اما این عدد تصویر واقعی نیروی کاری را که سود این شرکت بر دوش آن بنا شده نشان نمیدهد. پشت این رقم، زنجیرهای طولانی از هزاران پیمانکار و زیرپیمانکار قرار دارد؛ کارگرانی که در گزارشهای سالانه شرکت چندان دیده نمیشوند، اما در ساخت تأسیسات، حمل سوخت و انجام کارهای دشوار و خطرناک، چرخ سودآوری شرکت را میچرخانند.
آرامکو فقط غول نفتی عربستان نیست؛ بخشی از پروژه جهانی چهرهسازی حکومت سعودی نیز هست. نام این شرکت از طریق ورزش، تبلیغات و حمایت مالی از فیفا بر صحنه جهانی دیده میشود. قرار است نام آرامکو در جام جهانی پیش رو در همه جا بدرخشد. اما درست همینجا تضاد اصلی آشکار میشود: بر تابلوهای تبلیغاتی فوتبال، آرامکو خود را بهعنوان نماد قدرت، توسعه و آینده معرفی میکند؛ در زنجیره پیمانکاریاش، کارگری مانند رائونیار میگوید: «آرامکو از فروش عرق و خون ما ثروتمند شده است.»
پرونده منجای کومار ساه، کارگر دیگری از نپال، سویه مرگبار همین ساختار را نشان میدهد. او در دسامبر ۲۰۲۳ در پروژهای وابسته به زنجیره آرامکو در شرق عربستان، بهعنوان داربستبند کار میکرد. آن روز، پس از تماس کوتاهی با همسرش بابیتا، برای شیفت کاری رفت. در محل کار، در حالی که منتظر تعیین وظیفه روزانه بود، ناگهان سقوط کرد و کمی بعد جان باخت. خانواده او میگویند کالبدشکافی انجام نشد و با وجود گزارش پزشکی که علت مرگ را «نامعلوم» اعلام کرده بود، در گواهی فوت، مرگ او «طبیعی» ثبت شد.
اصطلاح «مرگ طبیعی» در مورد بسیاری از کارگران مهاجر در عربستان به کار میرود؛ عبارتی کلی که علت واقعی مرگ را روشن نمیکند، از بررسی عمیق جلوگیری میکند و در عمل میتواند راه فرار کارفرمایان از پرداخت غرامت باشد. خانواده ساه هیچ غرامتی از عربستان دریافت نکردند و تنها کمکی که به آنان رسید از بیمههای نپال بود. بابیتا، همسر او، اکنون با چهار فرزند مانده و میگوید: «نانآورمان را از دست دادهایم. زندگی بسیار سخت شده است. برای بچههایمان رؤیاهای زیادی داشتیم، اما حالا از آنها دست کشیدهام.»
طبق قوانین عربستان، اگر کارگری هنگام کار آسیب ببیند یا بمیرد، خود او یا خانوادهاش باید از طرح بیمه دولتی یا مستقیم از کارفرما غرامت دریافت کند. اما در شش مورد آسیبدیدگی یا مرگ که در گزارش فیراسکوئر مستند شده، فقط در یک مورد غرامت پرداخت شده است. این آمار کوچک، اما گویاست: در زنجیرهای که سودها به بالا منتقل میشود، مسئولیتها در پایینترین حلقهها گم میشوند.
آرامکو در پاسخ گفته است ایمنی و رفاه از ارزشهای اصلی شرکت است و دستورالعملهای پروژههایش به ایجاد شرایط کاری ایمن و کانالهای ارتباطی روشن برای طرح نگرانیها کمک میکند. این شرکت همچنین گفته برنامهای برای حمایت از رفاه نیروی کار پیمانکاری معرفی کرده است. سایپم نیز اعلام کرده سلامت و ایمنی همه افراد درگیر در پروژههایش را بسیار جدی میگیرد و میکوشد در همه موارد، از جمله در قبال کارگران پیمانکاران و زیرپیمانکاران، مسئولانه عمل کند.
اما روایت کارگران و یافتههای فیراسکوئر تصویر دیگری نشان میدهد: ساختاری که در آن شرکت اصلی با تکیه بر پیمانکاران و زیرپیمانکاران، از نیروی کار ارزان و مهاجر بهره میبرد، اما هنگام حادثه، مرگ، بیماری و مطالبه غرامت، کارگر را به کارفرمای کوچک، سفارت، بیمه کشور مبدأ یا بخت و اقبال حواله میدهد. در چنین ساختاری، «قراردادی بودن» کارگر به ابزاری برای بیمسئولیتی تبدیل میشود.
گزارش تازه درباره آرامکو فقط گزارشی درباره یک شرکت نفتی نیست؛ گزارشی درباره سرمایهداری پیمانکاری در عصر جهانیسازی است. درباره کارگرانی است که از نپال، پاکستان، هند، بنگلادش و دیگر کشورهای فقیرتر به کشورهای ثروتمند خلیج فارس میروند، با امید دستمزدی بهتر، اما در شبکهای از بدهی، وابستگی اقامتی، گرما، خوابگاههای نامناسب، ساعات کار طولانی و نبود حمایت حقوقی گرفتار میشوند. این کارگران در آمارهای رسمی، در تبلیغات جام جهانی و در گزارشهای پرزرقوبرق شرکتها غایباند؛ اما برجها، پالایشگاهها، ورزشگاهها و تأسیسات عظیم بر شانههای آنان ساخته میشود.
فوتبال، نفت و سرمایه جهانی در اینجا به هم میرسند. همان شرکتی که نامش روی تابلوهای جام جهانی خواهد درخشید، در زنجیره تأمین خود با اتهامهایی جدی درباره نقض حقوق کارگران مهاجر روبهروست. پرسش کارگری و اخلاقی این است: آیا شرکتی که از کار این انسانها سود میبرد، میتواند پشت دیوار پیمانکاران پنهان شود؟ از نگاه اصول راهنمای سازمان ملل درباره کسبوکار و حقوق بشر، پاسخ روشن است: شرکتها در سراسر فعالیتهای خود، از جمله در زنجیرههای پیمانکاری، مسئول پیشگیری از نقض حقوق بشرند.
برای رائونیار، این بحثها اما انتزاعی نیست. او با پاهایی شکسته، آیندهای نامعلوم و زندگیای فروریخته در نپال نشسته است. برای خانواده منجای کومار شاه نیز عدالت هنوز از راه نرسیده است. در یک سوی جهان، لوگوی آرامکو بر جام جهانی، استادیومها و تبلیغات بینالمللی میدرخشد؛ در سوی دیگر، خانوادههایی هستند که میگویند هزینه این شکوه را با عرق، خون و جان کارگران پرداختهاند.
منبع: گاردين
به نقل از : اخبار روز





