بیش از یک سال از حمله حماس به اسرائیل میگذرد، عملیات نظامی که علیرغم اهداف محدود و محلی حماس، تبدیل به واقعه ای برای شکل دادن به یکی از بزنگاه های تاریخی دردهه دوم قرن بیست و یکم شد.
پاسخ گسترده نظامی و جنایتکارانه اسرائیل به این عملیات نظامی حماس، بسیار گسترده تر و شنیع تر از خونخواهی کسانی بود که در اسرائیل به دست نیروهای حماس به قتل رسیده و یا به گروگان گرفته شدند.
حمله نظامی اسرائیل به مردم بی دفاع غزه، با استفاده از آخرین تکنولوژی کشتار جمعی منجر به قتل عام بیش از 40 هزارغیر نظامی که عمدتا زنان و کودکان هستند و نابود کردن امکانات بهداشتی و زیستی درغزه، تبدیل به معضل اصلی جهان در یک سال گذشته گردید ه است. گسترش جنگ به لبنان و درگیری با حزب الله، حمایت نظامی یمن از مردم غزه و درگیری های موردی میان ایران و اسرائیل در ماه های گذشته، به خوبی نشان داد که نسل کشی درغزه وعملیات نظامی اسرائیل در منطقه بسیار فراتر از درگیری با حماس یا محدود به جدال تاریخی اسرائیل و فلسطینی ها است.
حمایت بی قید و شرط ایالات متحده آمریکا و متحدان اروپایی اش از جنایات نظامی اسرائیل و تقابل با موج جهانی طرفداران آتش بس و حمایت از مردم غزه، به خوبی نشان میدهد، اسرائیل ومتحدانش اهدافی گسترده تراز تقابل با نیروهای محلی فلسطینی را داشته و اهداف استراتژیک این جنگ بسیار فراتر از منطقه خاورمیانه است.
با توجه به دخالتهای مستقیم تدارکاتی، سیاسی و مالی آمریکا در این جنگ، به نظر میرسد که ایالات متحده آمریکا نقش اصلی و هدایتگر در این جنگ را دارد. تشدید رقابت جهانی میان قطب های اصلی سرمایه جهانی و شکل گیری جهان چند قطبی که نتیجه آن جزادامه استثمار و سرکوب مزدبگیران نخواهد بود، و مسایل مختلف منطقه ای، مستقیم و یا غیر مستقیم به جنگ کنونی اسرائیل بر علیه منطقه خاورمیانه گره خورده است. به موازات تشدید تنش ها ی نظامی میان اسرائیل و ایران بسیاری از کشورهای خاورمیانه ناچار به عکس العمل جدی تر و یارگیری های تازه شده اند. اگر چه طرف های درگیر بر عدم گسترش جنگ در منطقه تاکید دارند. اما، خطر درگیری های گسترده تر نظامی همچنان بر فراز سر مردم خاورمیانه قرار دارد.
با شدت گرفتن تنش های نظامی میان ایران و اسرائیل در هفته های گذشته، مردم منطقه خاورمیانه نگران وقوع جنگی هستند که دامنه آن بی شک از محدوده های ملی کشورهای درگیر فراتر خواهد رفت و روزهای تاریکی برای مردم خسته از جنگ و تهاجم نظامی خاورمیانه را رقم خواهد زد.
با توجه به رشد تکنولوژی نظامی وتجربه درگیری های نظامی یک ساله اخیر، وقوع جنگ میان دو حکومت ارتجاعی اسرائیل و ایران در منطقه، نه تنها باعث کشتار و ویرانی های گسترده در دو کشور خواهد شد و روند های جاری اعتراض اجتماعی به شرایط موجود را متوقف خواهد کرد، بلکه با توجه به توازن قوای طبقاتی موجود و عدم وجود طبقه کارگر متشکل و یا تشکلها ی کارگری رادیکال در دو کشور، شرایط جنگی باعث رشد و گسترش جنبش های ارتجاعی ناسیونال- فاشیستی خواهد گردید که مستقیما سرکوب اعتراضات کارگران و سایر مزدبگیران و مخالفان جنگ را در دستور دارند. با توجه به تجارب تاریخی متفاوت، طبقه کارگر در محدوده منطقه ای و ملی هیچ منفعتی در جنگ و رقابت دولت های سرمایه داری ندارد و تنها قربانی اصلی این جنگها خواهد بود.
در مقابل نسل کشی درغزه و جنگ طلبی دولتها، میلیونها نفر وبخش های گسترده ای از نیروهای اجتماعی طی یکسال گذشته در حمایت از قربانیان اصلی ودر مخالفت با جنگ، مستمرا در خیابان های شهرهای مختلف اروپائی، آسیایی، آمریکا و آفریقا اعتراض خود را به نمایش گذاشته اند و در برخی از کشورها تشکلهای کارگری در کنار سایر نیروهای اجتماعی در سازماندهی این اعتراضات حضور دائمی و موثری داشته اند.
مسلما طبقه کارگر از طریق سازماندهی مبارزه اجتماعی بر علیه دولت های درگیر در این جنگها و شکل دادن به اعتراضات اجتماعی بر علیه قتل و کشتار مردم منطقه همراه با سایر نیروهای خواهان صلح ، نقش موثری در پایان دادن به نظامی گری در خاورمیانه و نسل کشی درغزه دارد.
ما به عنوان بخشی از فعالین کارگری و اجتماعی که خود از قربانیان چند دهه سرکوب حکومت اسلامی در ایران هستیم، ضمن محکوم کردن نسل کشی درغزه و حمایت از مردم بیدفاع غزه و لبنان، معتقدیم که طبقه کارگر و فعالین کارگری در ایران، با سازماندهی و اعتراض اجتماعی به شرایط جنگی موجود و تعمیق مطالبات گروههای مختلف اجتماعی، میتوانند نقش تعیین کننده ای در پایان دادن به شرایط کنونی را داشته باشند.
نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران
نوامبر 2024





