طی یک سال گذشته فاصله میان دستمزد کارگران و هزینه های جاری زندگی، فاصله طبقاتی را به دره ای عمیق تبدیل کرده است. رشد سرسام آور قیمت ها و افزایش روزانه نرخ تورم، باعث گردیده که دریافتی های ماهیانه کارگران و سایرمزدبگیران تنها کفاف زندگی چند روز یک خانواد ه را بدهد.
تجربه روزمره و عینی زندگی، ضرورت افزایش دستمزدها را به محور اصلی اعتراضات روزمره، مزد و مستمری بگیران تبدیل کرده است. امروز کارگران و مزد بگبران به خوبی دریافته اند که استدلال های تحلیلگران و اقتصاددان های حامی سرمایه داران و حکومت های شان مبنی بر اینکه افزایش دستمزدها عواقب تورمی دارد، ذره ای واقعیت ندارد، چرا که طی سالهای گذشته علیرغم ثابت بودن و یا افزایش اندک دستمزدها، نرخ تورم، درعرصه داخلی و جهانی شتابی سرسام آور گرفته است. از سوی دیگر میزان بی سابقه انباشت ثروت و امکانات زندگی و رفاه در طبقه سرمایه دار طی سالهای اخیر به خوبی نشان میدهد که سرمایه داران و حاکمیت های شان نه فقط امکان اقتصادی افزایش چند برابری دستمزدها را دارند بلکه امکان برقراری خدمات اجتماعی که توسط دولت های مختلف از جامعه سلب گردیده است، نیزمجددا وجود دارد.
مسئله دستمزدها همواره یکی از مجادله برانگیزترین مسائل اقتصادی و اجتماعی است، پایین نگاه داشتن دستمزد نیروی کار تبدیل به مشغله اصلی سرمایه داران و ارگان های حکومتی و برنامه ریزان طبقه حاکمه اقتصادی شده است. از سوی دیگر مبارزه برای افزایش میزان دستمزدهای پایه نیز مطالبه اصلی اعتراضات روزمره کارگران است. بر هیچ کس پوشیده نیست که افزایش میزان دستمزدهای پایه به تناسب هزینه های عمومی زندگی مطابق با استاندارهای روز و سبک زندگی جاری از موضوعات جدی همه جوامع به شمار میرود، چرا که میزان دستمزد پایه کارگر، مبنای سطح عمومی دستمزدها در بخش عمومی و خصوصی در جامعه است. به همین دلیل افزایش و یا کاهش این مبنا، مستقیما بر سطح رفاه ومعیشت لایه های گسترده نیروی کار درجامعه تاثیر مستقیم دارد.
طی یک دهه گذشته و خصوصا در چند ساله اخیر مسئله دستمزد در اشکال متفاوتی به مسئله اصلی مبارزات کارگران در سطح جهانی تبدیل گردیده است. سیاست های ملی و جهانی حاکمیت های سرمایه داران با دامن زدن به نابه سامانیهای اقتصادی، رقابت های سیاسی و نظامی و آواره سازی نیروی کار در مناطق مختلف جهان، موجب فقر و کاهش قدرت خرید کارگران و مزدبگبران شده اند. این شرایط و شکاف طبقاتی عمق یابنده کنونی بخش های گسترده ای از طبقه کارگر جهانی را به میدان مبارزه بر سر افزایش دستمزدها و بالابردن استانداردهای زندگی کشانده است.
در ایران نیز شرایط اقتصادی ناپایدار و میزان اندک پرداختی ها مسئله دستمزدها را به محور اصلی مبارزات و اعتراضات کارگری تبدیل کرده است. نتایج این مبارزات با هر درجه از سازمان یافتگی تاثیر به سزائی بر شرایط زندگی بخش های مختلف نیروی کار و سایر مزد و مستمری بگیران دارد.
در شرایط کنونی و با توجه به میزان سازمان یافتگی کارگران، مسئله افزایش دستمزدها ، نه فقط مسئله ای مربوط به میزان رفاه و سطح معیشت کارگران است، بلکه مبارزه بر سر افزایش دستمزدها متناسب با هزینه های جاری زندگی به زمینه ای برای به میدان آوردن بخش های گسترده ای از نیروی کار و طرح مطالبات عمومی تر جامعه است. همچنین به موازات عمیق تر شدن شکاف طبقاتی و سقوط قدرت خرید بخش های گسترده ای از لایه های میانی جامعه و نزدیک شدن هر چه بیشتر آنها به شرایط زندگی طبقه کارگر، مسئله دستمزدها و سطح رفاه به مسئله گروههای اجتماعی گسترده ای تبدیل شده است.
امروز با توجه به موقعیت عمومی کارگران، مبارزه برای افزایش دستمزدها میتواند به زمینه ای برای تشکل یابی هرچه گسترده تر طبقه کارگر و سایر بخش های نیروی کار تبدیل شود.
اگر چه دستمزد، موضوعی اقتصادی به شمار میرود، اما میزان دستمزدها و به تبع آن میزان رفاه بخش های گسترده جامعه، بستگی به میزان قدرت اجتماعی و متشکل کارگران در مقابل سرمایه داران و حاکمیت های آنان دارد. به همین دلیل است که سطح رفاه و آزادی های اجتماعی، ارتباط مستقیمی با تلاش فعالین و رهبران کارگری برای سازماندهی و ایجاد تشکلهای کارگری دارد، چرا که نهایتا امکان تعیین دستمزدهای متناسب با هزینه های زندگی و سایر مطالبات اجتماعی در خیابان ها و کارخانه ها به دست خواهد آمد.
امروز مبارزه برای افزایش دستمزدها متناسب با هزینه های جاری زندگی نه فقط اقدامی فوری برای متوقف کردن گسترش هر چه بیشتر فقر و فلاکت در جامعه و مقابله با افزایش یاس و نا به سامانیهای اجتماعی است، بلکه بستری برای سازماندهی اجتماعی و ایجاد تشکلهای کارگری برای دستیابی به پایه ای ترین مطالبات اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی است.
کارزار پشتیبانی از کارگران ایران
نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران
اسفند 1403 – فوریه 2025





