چاره کارگران وحدت و تشکیلات است (اطلاعیه اول مه»کارزار»)

در حالی به روز جهانی کارگر در سال 1400 نزدیک میشویم که شرایط زندگی و معیشت میلیار دها انسان در پی همه گیری کرونا نه تنها بهبود نیافته است، بلکه علاوه بر مرگ و میر ناشی از بیماری ، میلیونها نفر در سراسر جهان با عواقب وخیم اقتصادی سیاسی و اجتماعی این بحران دست به گریبان هستند. بر بستر این شرایط در عین حال رقابت های اقتصادی و سیاسی بلوک های سرمایه داری در جهان، یافتن راه حلی برای پیشگیری و واکسیناسیون در کشورهای درگیر با همه گیری کرونا را بسیار پیچیده کرده است. با گسترش ویروس و کشتار کرونا در کشورهای اصلی سرمایه داری، این نظام و حاکمیت های برآمده از آن نشان دادند که تا چه حد در مدیریت بحران های زیستی داخلی و جهانی ناتوانند و نسبت به مرگ و میر در جوامع خود بی مسئولیت. شیوع کرونا بار دیگر به روشنی نشان داد که عمیق ترین بحران غیر طبیعی در تاریخ انسانی، سلطه سرمایه داری بر زندگی بشر است. سلطه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که تنها به قیمت نابودی میلیونها انسان و تخریب گسترده محیط زیست انسانی و طبیعی میسر است . نابودگری که در تاریخ بشر نمونه ای برای آن نمیتوان یافت.
در ایران نیز مانند همه جوامع سرمایه داری، به دلیل سرکوب مستمر طبقه کارگر و فقدان تشکل های اجتماعی و سیاسی رادیکال و کارگری، و مضافا به دلیل سرکوبگری سازمان یافته حکومت ایران بر علیه فعالین کارگری و سایر مزد بگیران، ما هر روز شاهد رذیلانه ترین یورش های سرمایه داران به معیشت ، دستمزد و زندگی میلیونها نفر هستیم.
دستگیری و حبس های درازمدت برای فعالین کارگران و معلمان ، ایجاد رعب و وحشت برای فعالین رادیکال اجتماعی همراه با صدور احکام اعدام برای معترضین 98 بخشی از سرکوب های هدفمند حاکمیت اسلامی سرمایه در ایران است.
بی ثباتی شغلی و دستمزدهای زیر خط فقر و انواع و اقسام فشارهای اقتصادی و بی حقوقی های اجتماعی بر طبقه کارگر، نه تنها به دلیل بحران اقتصادی و یا تحریم های ناشی از رقابت های منطقه ای حاکمیت سرمایه داران، بل ابزارهای مختلف سرمایه داران و حاکمیت شان برای هرچه تنگتر کردن حلقه های سرکوب اجتماعی و بهره کشی مطلوب از بردگان مزدی است.

طی ماههای گذشته، علیرغم همه اقدامات سرکوبگرانه نیروهای امنیتی و قضائی بر علیه فعالین کارگری و معلمان و علیرغم یورش به فعالین رادیکال اجتماعی توسط نهادهای چندگانه امنیتی حکومت اسلامی، اما اعتراضات و اعتصابات کارگری و اعتراضات و تجمعات مستمر بازنشستگان و سایر مزد بگیران در مقیاس های متفاوتی نشان داد که علیرغم همه فشارها و فضای رعب و وحشتی که حاکمیت سرمایه داران تدارک دیده است، اعتراض به شرایط معیشتی و فشارهای اقتصادی و شغلی از روندهای دایمی و تعطیل ناپذیر در جامعه ایران است. از مهمترین عرصه های اعتراضی در سال پیش رو نیز مسلما سازماندهی اعتراضات به دستمزدهای زیر خط فقر و تحمیل مطالباتی از قبیل حق ایجادو دخالتگری آزادانه تشکل های مستقل کارگری درمسائل و مشکلات اجتماعی و شغلی کارگران، بر حکومت اسلامی است.
اول ماه مه بار دیگر به ما یادآوری میکند که طبقه کارگر به عنوان رهبر و سخنگوی همه زحمتکشان، تنها با متشکل شدن در تشکلهای توده ای و سیاسی خود میتواند تبدیل به نیروئی شود که قادر به تحمیل مطالبات اجتماعی مزد بگیران و گروه های اجتماعی مختلف بر سرمایه داران و حاکمیت های رنگا رنگشان باشد و در نهایت به کابوس جامعه طبقاتی پایان دهد.


«کارزار پشتیبانی از کارگران ایران»
اردیبهشت 1400